معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
531
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
ذخيره ساخته بودند از براى اين هفت سال قحط و غلا « إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ » اى تدّخرون لبذور الزرع « 1 » » بعد از آن فرمود « ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عامٌ فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ » « يغاث » مشتق از غيث است و غيث بارانست ، يعنى بعد از اين هفت سال قحط و گرانى سالى بيايد كه مردمان را باران دهند و كشت و زراعت فراوان گردد و مىشايد كه مشتق باشد از « غوث » و « غوث » فرياد رسيدنست يعنى خداى تعالى به فرياد رسد مردم را از قحط و گرسنگى « وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ » يعنى ميوهها از انگور و كنجد و زيتون فراوان شود چنان كه دوشاب و روغن از آنها بگيرند . ابن عباس رضى اللّه تعالى عنهما فرمود « اى يحلبون المواشى » يعنى مواشى آسوده و شيرآور شوند به جهت كثرت نباتات و مردم شير آنها بدوشند و به آسايش و گشايش بنوشند . ابو عبيده مىگويد « يعصرون » مشتق از عصر تست و عصرت نجات است يعنى كه در آن سال از تنگى و قحط و نيازمندى نجات يابند . و حمزه و كسائى رحمهما اللّه تعالى به « تاء » مخاطب خواندهاند ، خطاب به مستفتيان كه گفتند « أَفْتِنا فِي سَبْعِ بَقَراتٍ » و بيان اين سال هشتم از جمله خواب ملك نبود ، بلكه تعلق بعلم غيب داشت كه حقّ تعالى بوحى بصدّيق تعليم فرموده بود . اشارت - گفت كه حق سبحانه و تعالى حضرت يوسف را بر برادران به دو چيز تفضيل داده بود . اول بحسن خلق ، دويم بعلم . اما جمال او سبب بلاى او شد و علم او سبب نجات او آمد تا فضل علم بر ساير صفات كمال معلوم شد و از اينجاست كه گفتهاند « العلم يعطى و ان كان يبطى » . آوردهاند كه امام ابو يوسف القاضى رحمه اللّه تعالى در اوان اكتساب علوم و استحضار قواعد و رسوم به مرتبهء مقلّ الحال بود ، كه مسائلى كه اجتهاد فرمودى بر سفالها و شانههاى گوسفندى نوشتى و در ظرفى مىنهادى ، آن مقدار از درم و دينار
--> ( 1 ) - ح : لبذور الزراعة .